این وبلاگ تلاش دارد تا مطالبی در مورد تاریخ،فرهنگ و موسيقي ايران را براي علاقهمندان گردآوري كند. |

قانون
قانون ساز مضرابي ايراني،از قديميترين سازهاي كشورمان است كه قرنهاست فراموش گشته و ناشناخته ماندهاست.قانون به شكل امروزي بهوسيله فارابي اختراع شده و ادعاي ايراني بودن آن به دليل ايراني بودن فارابي است.حال آنكه امروزه در دنيا،نهتنها اين ساز،بلكه فارابي نيز ترك يا عرب جلوه دادهميشود.
البته قانون بعدها تابعيت ايراني خود را از دست داد و به خدمتِ موسيقي ترك و عرب درآمد.اين ساز تقريبا از ۶۰ سال پيش توسط رحيم قانوني(۱۳۲۴-۱۲۵۴) در ايران مجدداً به كار گرفتهشد.قانوني ضمن سفر به چندين كشور عربي،نوازندگي قانون را فراگرفت.او علاوه بر اجراي برنامههايي در راديوتهران،شاگرداني هم تربيت كرد كه از ميان آنها،فرزندش جلال به شهرت رسيد.پس از رحيم و جلال قانوني نوازندگان ديگري هم به نواختن اين ساز پرداختند و با وجود آنكه زمينهي كارشان بر اجراي نغمههاي موسيقي ايراني استوار بوده،به دليل تقليد ناآگاهانه از سبك و روشِ نوازندگيِ عربي،اين پندارِ اشتباه را بهوجود آوردند كه قانون سازي عربي است و آن را بايد به شيوهي عربي نواخت.حال آنكه اين شيوه در قانوننوازي،علاقهمندان به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت صحيح اصول وظرايف اين ساز كه كاملاً با موسيقي ايراني منطبق است دور ميسازد.
پايهگذارِ آموزش قانون در ايران (در سدهي كنوني خورشيدي)،مهدي مفتاح(۱۳۷۵-۱۲۹۰)است.وي از دانشآموختگانِ هنرستان عالي موسيقي در رشتهي ويولن بود كه مقدماتِ قانوننوازي را از يك نوازندهي عرب آموخت و در سال ۱۳۶۶ از طرف اداره هنرهاي زيبا،براي پژوهش دربارهي شيوههاي قانوننوازي، راهيِ عراق شد.پس از بازگشتِ او آموزش قانون در ردهي ديگر سازهاي ايراني در هنرستان موسيقي ملي آغاز شد.البته به عنوان ساز دوم،زيرا اين ساز سابقهي آموزشي اندكي در ايران داشت و به ويژه،اجراي موسيقي ايراني با مضراب و تكنيك عربي رايج بود.
مفتاح يك متدِ آموزشي براي قانون تهيه و شاگردان تربيت كرد كه متأسفانه همگي سبك استاد خود را كه اجراي نواهاي ايراني با تكنيك عربي بود ادامه دادند.
از ميان آنها،تنها مليحه سعيدي نظر به پژوهشهاي گستردهِي خود دربارهي قانون و قانوننوازي،آشنايي با نواختن سازهاي گوناگون،همچنين تعليماتي كه در گروه موسيقي دانشكدههنرهاي زيبا نزد داريوشصفوت (با ياري اجراي ظرايف موسيقي ايراني روي سهتار و نظارت بر تكرار آن ظرايف روي قانون)ديدهاست،از ديرباز تلاشي را آغاز كرده تا اين ساز را از رنگوبوي موسيقيِ سرزمينهاي ديگر كه اكثراً شيوههاي مبتذلِ آن به ما منتقل شده برهاند و اجراي درستي از آن را در روال موسيقي ايراني عرضهنمايد.
وي حاصل تجربيات خود را در سهجلد متد نگاشته كه نخستين بخشِ آن در سال ۱۳۶۹ (با همكاري حسين دهلوي) به چاپ رسيدهاست.

سنتور
سنتور ساز محبوب و متداول ايران،سازي است با پيشينهاي بسيار طولاني و نام آن از قرنها پيش تا كنون در كتابها و ديوانهاي شاعران ديده شدهاست.
انواع سنتور در كشورهاي ديگر مانند روسيه،هند،يوگسلاوي و... نيز رايج است ولي با اختلاف فراواني كه در ساخت،اندازه،جنس سيمها،شيوه نواختن و صدادهي با سنتور ايراني دارند.تشابه آنها با سنتور ايراني دارند،تشابهآنها با سنتورِ ايران،مانند تشابه گيتار و ساير سازهاي همخانوادهاش است.سنتور به شكليكه مورد نظر ماستتنها در ايران متداول است و سازي كاملا ايراني است.برجستهترين نوازندهي سنتور در سدهي كنونيِ خورشيدي ،«حبيب سماعي»(۱۳۲۵-۱۳۸۴) است.وي نزد پدرش «سماع حضور»(موسيقيدان نامدار دورهي قاجار)تعليم ديد و پيرامون سال ۱۳۰۸ به پيشنهاد استاد ابوالحسن صبا،كلاسي براي آموزش سنتور تشكيل داد.بدين سبب كه سنتور مدتي مهجور ماندهبود،استقبال شاياني از آن نشد زيرا به گفته استاد روحالله خالقي«پس از سماع حضور،سرورالملك و علياكبر-شاهي اين ساز رو به فراموشي ميرفت و نوازندگانِ آن نيز بسيار اندك بودند و در خدمت گروهي خاص،و تنها نوازندهي استادِ سنتور(حبيب سماعي)هم در مأموريت خراسان بود و كمتر كسي صداي سنتور را ميشنيد...»
البته پس از تأسيس كلاس سماعي اگر افرادي هم مايل به آموختن بودند شيوه آموزش سماعي موجب دلسردي آنها ميشد.«نتيجه آنكه نَه شاگردي در سطح حرفهاي از استاد به جاي ماند كه نام او را به طوري كه شايستهاش باشد نگاه دارد و نَه از آثار فراوان و بديعي كه از پنجههاي هنرمندش تراوش ميكرد يادگار قابل ملاحظهاي به جايماندهاست. و بنا به گفتهي حسين صبا:اگر «استاد ابوالحسن صبا فكري به حال سنتور نميكرد اين ساز پس از حبيب،دوباره مردهبود».ابوالحسن صبا(۱۳۶۶-۱۲۸۱)تكنواز برجستهي ويولن و سهتار،نزد علياكبر شاهي با نواختن آشنايي پيدا كرد و از مجالس محمد صادقخان(سرورالملك) و ديگر استادان سنتور در دوره خود كسب فيض نمود.آشنايي با حبيب سماعي موقعيتي بود كه بتواند تجربيات گذشتهي خود را دنبال كند و تغييراتي در نحوهي نوازندگي خود بهوجود بياورد.ابوالحسن صبا نخستين كسي است كه موقعيت خطِ نت را براي سنتور تثبيت كرد و در اين زمينه،براي اين ساز،كتاب به چاپ رساند.(دورههاي۴،۳،۲،۱ سنتور)
اين كتابها به پيشرفت سنتور كمك كردند ولي چون تنها شامل رديف آواز بودند براي مبتديان كافي به نظر نميرسيدند و براي نوازندگاني مفيد بودند كه با مقدمات آشنا باشند.از اين رو حسين صبا(هيج نسبتي با ابوالحسن صبا نداشت) طي دوران تدريس در هنرستان موسيقي ملي،به مرور،تمرينهاي مناسب را براي شروع كار نوآموزان تهيه كرد و در دسترس آنها قرار داد.نخستين متد سنتور هم به همت او نوشته و چاپ شد.
تا دوسال پس از بنيان گرفتنِ هنرستان موسيقي ملي،ابوالحسن صبا تدريس سنتور را به عهده داشت كه به دلايلي چون تعداد اندك هنرجويان و ... بازده چنداني نيافت.
آموزش سنتور به طور جدي و منسجم از سال ۱۳۳۰ به وسيلهي حسين صبا در هنرستان آغاز گشت.در سال ۱۳۳۸ به سبب شدت گرفتن بيماري او،فرامرز پايور كارِ تدريس را عهدهدار شد و از ۱۳۴۰ ارفع اطرايي نيز مشغول تدريس شد.
از آن پس،به تدريج به تعداد هنرجويان،بهويژه براي سنتور افزودهشد و طبعاً هنرآموزان بيشتري براي اين ساز مورد نياز بود كه بهتدريج محمد حيدري،اسماعيل تهراني،اسماعيل واثقي،مينا افتاده،سوسن اصلاني(دهلوي) و ... نيز به ديگر مدرسان سنتور پيوستند.
پس از انقلاب،گروهي از استادان هنرستان به خارج از كشور مهاجرت نمودند،برخي خود را بازنشسته كردند و كار تدريس به هنرآموزان متعددي سپردهشد.
در كنار اين نوازندگان،سنتورنوازانِ ديگري نيز در راديو و ديگر مراكز به نواختن اين ساز اشتغال داشتند كه ميتوان به رضا ورزنده،منصور صارمي،حسين ملك و ... نام برد.
در اينجا همچنين بايد يادي كرد از مهدي ناظمي(۱۳۷۶-۱۲۸۴) كه به تشويق حبيب سماعي به ساختن سنتور پرداخت و در سايهي تعليمات او و پشتكار خود به برجستهترين سازندهي سنتور مبدل گشت.اگر بر اين اعتقاد باشيم كه هنر ارزندهي سماعي،دوباره سنتور را زنده كرد و حياتي نوين به اين ساز بخشيد و شوق نواختن سنتور را در دلها بيدار كرد،بايد اين نظريه را هم بپذيريم كه سنتورهاي ساختِ مهدي ناظمي هم،چنين چنين تاثيري را در صنعت ساخت سنتور داشتهاست.
منبع:كتاب«موسيقيدانان ايراني.۱».پژمان اكبرزاده.نشر روشنك.۱۳۸۱

استاد فرامرز پايور

استاد پرویز مشکاتیان
تنبور

تنبور جذابیتی دارد که از جنس زمینی نیست
تنبو از سازهای زهی محسوب میشود.قدمت این ساز به ۳۵۰۰سال پیش باز می گردد و در واقع سازی است عرفانی.بنابر برخی منابع تاریخی اصالت تنبور به سرزمین اصلی ایران می رسد و بعدها به گونه های مختلف در فرهنگهای دیگر وارد شد.این ساز در تحولات تاریخی به ترتیب به شکل عود(بربط)،سه تار،تار،دوتار و گیتار در آمده است.در واقع گیتار ساز گسترده ای که غرببها به آن فخر می فروشند و در سالهای اخیرایرانیانی که از فرهنگ خود دورافتاده اند به جای پرداختن به فرهنگ و موسیقی غنی خود آن را برگزیده اند از تغییر شکل عود به وجود آمده است.تنبور اصلی با تغییرات جزیی هم اکنون به صورت: تنبور بغدادی،تنبور ترکی،تنبور خراسانی،پاندورا،تن پولا و تنبوره در مناطق مختلف نواخته می شود."درویش علی چنگی" موسیقی شناس و شاعر قرن نهم در معرفی تنبور گفته است:"این ساز از سازهای قدیمی است و از دو کلمه"تن" یعنی دل و"بوره"به معنی خراشیدن تشکیل شده است.تنبور جذابیتی روحانی دارد و بسیاری با شنیدن آن به حظ روحانی و معنوی می رسند.تنبور 72 مقام دارد که تعدادی از این مقامها حقانی و تعدادی مجازی اند.مقامهای حقانی به آن دسته از نواها گفته میشود که در زمانها و حالتهای روحانی بر برخی دراویش الهام شدهو در واقع آهنگسازی وجود نداشته است. اما مقامهای مجازی را عده ای بصورت معمول آهنگسازی کرده اند. مقامها حتی در اص حتی حالت آئازی هم داشته اند.هنگام نواختن تنبور گویی وجود آدمی با ساز یکی می شود و هر دو به حرف در می آیند.در نواختن تنبور حس غریبی نهفته است که از نوع و جنس زمینی نیست.سازی است که روح بسیار محترمی دارد و ارجمندی آن در خور ستایش است.در واقع یکی از تفاوتهای موسیقی شرق و غرب در این سلز نمایان می شود و آن هم وابسته به نوعی عرفان اصیل است که با گونه ای درونگرایی معنوی از موسیقی غربی جدا می شود.احترامی که برای این ساز وجود دارد باعث شده است که عده ای برای آموزش آن از نت استفاده نکنند.گرچه بسیاری آموزش ان را بر اساس نت نویسی معمول انجام می دهند.این ساز در زمانهای یشتر آنقدر بااحترام بوده که روی آن قیمتگذاری نمی شده وتنها آن را در پارچه سبز متبرکی می پیچیدند و هر کس بر اساس موقعیت مالی خود مبلغی را به عنوان هدیه به صاحب آن می پرداخت.در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاه و مناطق کردنشین ساز اصلی در تکنوازی و همنوازی است.موسیقی تنبور در این مناطق دارای سه زیر مجموعه است:موسیقی باستانی تنبور،مموسیقی مقامهای حقانی و ساخته هاس معاصران.در میان این سه مجموعه مقامهای حقانی خاص محافل ذکر طریقت و مقامهای باستانی به عنوان مجموعه ای نغمه ای برای پرداختن موسیقایی ساخته های نعاصران به کار می رود.

استاد علی اکبر مرادی نوازنده صاحب سبک تنبور
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|